سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

65

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى)

و در پنج لفظ يعنى : مكحله و مسعط و منحل و مدق و مدهن « ميم » مضموم مىباشد . و گاهى وزن « فعال » بكسر فاء براى آلت مىآيد مانند : خياط و نظام . اسم متصرف و غير متصرف اسم از نظر در آمدن به هيآت مختلف بر دو قسم است : 1 - متصرف . 2 - غير متصرف . اسم متصرف : آنست كه از هيئتى به هيئت ديگر و از صيغه‌اى به صيغه ديگر در آيد همچون اسماء مشتق كه داراى مفرد ، تثنيه و جمع مذكّر و مؤنّث مىباشند . اسم غير متصرف : آنست كه اينطور نباشد يعنى دائما به يك هيئت استعمال شده و يا احيانا اگر تغيير كند ، تغييرش بسيار جزئى و ناچيز باشد كه آن را ناديده انگارند و براى آن مصاديق و افرادى است همچون : اسماء افعال ، اسماء اصوات و اسماء كنايات و برخى از ظروف . 1 - اسماء افعال اسماء افعال : اسمائى بوده كه از نظر معنا و استعمال همچون افعال ميباشند مانند : شتاّن يعنى افترق ، ورويد يعنى امهل . اقسام اسم فعل اسم فعل بر سه قسم است : 1 - آنكه به معناى امر مىباشد و اغلب اسماء افعال چنين بوده و در كلمات بسيار استعمال ميشوند مانند : صه ( اسكت ) ، مه ( انكفف ) ، آمين ( استجب ) ، نزال ( انزال ) ، رويد ( امهل ) ، هيت و هيا ( اسرع ) ، رايه ( امض ) ، حيّهل ( ايت ) ، ها ( خذ ) ، هلّم ( احضر ) .